جوقه:
نوعی کت که به علت دوام و هزینه بسیار بالا آن را تا چند نسل به تن می کردند.این کت امروزه مشابه ژاکت هایی است که مردان مورد استفاده قرار می دهند و از پشم رنگ خورده بافته می شد.
ستوه:
کتی شبیه کت های نظامی با رنگ کرم شتری و پشمی بود،یقه انگلیسی داشت که افراد مرفه بر روی این کت کمربندی از تار طلا می بستند که به کمر تار طلا شهرت داشت و از کمر آن خنجری آویزان می کردند یا از کمربند شونه کش که به شکل مایل است بر روی کت می بستند.مردان سیستان از ستره پشمی که از پشم شتر بافته می شد،در هنگام سرما استفاده می کردند.
قبا:
تن پوش مردانه بلندی که در زمستان می پوشیدند،یقه آن گرد و بدون برگردان بود و معمولا لبه بلندی داشت و با سنجاق تزئینی باز و بسته می شد و جلو سینه و سرآستین را برای زیبایی بیشتر یراق دوزی می کردند.قسمت جلو باز بود و با دکمه باز و بسته می شد،آستین های ساده و گشادی داشت و در طرفین آن در پهلوها جیبی تعبیه شده بود،معمولا دو چاک در پهلوها و یک چاک در وسط پشت قبا گذاشته می شد و رنگ آن معمولا بور و سیاه بود و قد قبا تا زانو می رسید.این لباس مخصوص افراد بسیار مرفه سیستان بود.

کلاه:
در سیستان از همان دوران کودکی کلاه بر سر می گذاشتند و آن را در زمستان و تابستان مورد استفاده قرار می دادند.به طور کلی مردان هرگز سر برهنه ظاهر نمی شدند و کلاهی از پشم یا کورک بر سر می نهادند کلاهی که مردان در خانه به هنگام استراحت می پوشیدند عرقچین نام داشت که از جنس پارچه نخی بود و کناره های آن با نخ ابریشمی دست دوزی می شد.مردان سیستان از چند نوع کلاه استفاده می کردند:
۱-کلاه پشمی:این کلاه را در صحرا بر سر می کنند و جنس آن از پشم گوسفند است.
۲-کلاه قوس:این کلاه را مردان مسن در جشن ها و مراسم در زیر لنگ بر سر می کردند.
۳-کلاه سیمی:این کلاه از افغانستان وارد شده است و از نخ های طلائی و نقره ای بافته می شود.
۴-کلاه پوستی:از اسم آن پیداست که پوستی بوده و از کشور پاکستان وارد می شود.افراد مرفه مخصوصا دامادها آن را بر سر می گذارند.
۵-کلاه نمدی:این کلاه میان چوپانان متداول است،جنس آن از نمد و مخصوص مناطق سردسیر است.
۶-لنگته:مردان سیستان برای پوشش سر خود از سربندی به نام لنگته استفاده می کنند.این سربند مشابه عمامه است اما به شکل عمامه روحانیون آن را به سر نمی پیجند بلکه یک سر آن را لای سربند و سر دیگر آن را رها می کنند.طول آن از ۱۰ تا ۵/۱۱ متر می رسد و عرض آن بین ۵/۱ متر است.جنس آن از ململ یا پارچه های نازک خارجی است.سربند آنها بیشتر سفید یا خاکستری است،سادات مشکی بر سر می کنند.سیستانی ها از رنگ قرمز استفاده نمی کنند.
۷-عرق چین:کلاه دست بافی است که معمولا سفید بوده و آنرا زیر لنگته بر سر می کنند.

با توجه به پیکره های کشف شده در شهر سوخته باستان شناسان به این نتیجه رسیدند که زنان شهر سوخته نوعی ساری که براساس پیکره ها شبیه سازی شده می پوشیدند(تصویر بالا).این لباس شبیه یك نوع ساری هندی است، این زن یك شالی را به یك طرف شانه انداخته، شالی كه از جلو بدن او شروع می شود و به پشت شانه می افتد. نوع دیگری از لباسهای خانمهای شهر سوخته كه در كاوشهای متعدد كشف شده، لباس بلندی است كه تا روی زانو پولك دوزی شده است.
پیراهن چل تریز:پیراهن گشاد و پرچینی که قد آن تا میان ساق پا می رسد،آستین آن از دو تکه و یک مرغک تشکیل می شود و مچ دار است و برای گشادی دامن آن از ترکهای راسته و گود استفاده می کنند.برای دوخت این لباس ۸ تا ۱۰ متر پارچه نیاز است و اغلب به رنگ سفید می باشد.این پیراهن از ۴۰ تکه تشکیل می شود،دور سجاف و سرمچ آن را با نخ سیاه،سیاه دوزی می کنند و روی آن کمربند شانه کش می بندند.
پیراهن برچاک:پیراهنی بلند و گشاد تا پائین زانو که در قسمت پائین دامن گشادتر است با آستین بلند و گشاد و بدون سردست که دو طرف دامن،پیراهن چاکدار است و به آن برچاک می گویند.یقه گرد دارد که چاک گریبان آن بر روی شانه چپ به وسیله دکمه بسته می شود.
شلوار:شلوار پرچینی که لیفه ای برگردان دارد،از دو ساق و یک میان ساق فراخ تشکیل شده است،شلوار به وسیله بندهای بومی که توسط خود مردم منطقه بافته می شود بر روی بدن استوار می گردد.برای دوخت آن ۶تا ۸ متر پارچه نیازمند است.
پیراهن معمول:این پیراهن از گذشته تا کنون دستخش تغییر و تحول گشته و از گشادی شلوار آن کاسته شده است.پیراهن مردان سیستانی در گذشته راسته و گشاد و جادار دوخته می شد،در جلو فاقد سجاف و از سرشانه شکافی مورب تا زیر سینه داشت که به وسیله دکمه ای روی شانه بسته می شد.روی آن با ابریشم سفید خامه دوزی می شد،آستین گشاد و پرچین و مچ دار داشت و قد آن تا زیر زانو می رسید.جیب چهارگوش در پهلوها داشت.به مرور زمان از گشادی آستین آن کاسته شد و به شکل راسته با مچ درآمد.در جلو سجاف با یقه یا بدون یقه و قد آن تا زانو در در دو طرف پهلو دارای چاک و جیب چهارگوش می باشد.
جلیقه یا باسکَت:نیم تنه ای که در اصطلاح محلی به آن باسکت می گویند.سابقا جلیقه را از نمد و گاه ابریشم تهیه می کردند،مردم سیستان به پوشیدن باسکت علاقمند هستند.در گذشته جلیقه جلو بسته متداول بود که از سمت سرشانه جلو بسته توسط کمربند یا تسمه باز و بسته می شد و در حال حاضر جلو باز یقه هفت گلابی و دارای دو جیب مغزی دار در بالا پائین است.رنگ آن اغلب مشکی بود.
محلی کوتاه که آستین های آن بلند و راسته و یقه آن گرد است و از رنگهای شاد برای این پوشش استفاده می شود،روی آن با نوار تزئین می شد و در هنگام سرما از کت های چرمه دار و قزن لاله دار استفاده می کردند.
لچک یا دستمال سر:
آن را لا زده و جلوی سر گره می زنند و دو طرف لچک را لای دستمال می زنند و موها به شکل چتر از زیر دستمال نمایان می شود.(همین دستمال سری که الان در آمریکا و اروپا و در ایران هم مد شده).
سرپوش یا چارقد:
پارچه چهار گوش رنگی یا سفید که آن را بر روی لچک می پوشیدند.
روبند:
بعضی از بانوان برای پوشاندن صورت خود از روبند استفاده می کردند که این روبند از پارچه های کتانی سفید تهیه می شد و در محل چشم ها به طور سنتی توردوزی می گردید و به وسیله بند به پشت سر بسته می شد و قد آن تا زیر سینه می رسید.
کلاه:
بعضی از بانوان سیستانی از کلاهکی به شکل عرق چین استفاده می کردند که روی آن نقش بندی شده است.
چادر:
طرح آن چهارگوش و جنس آن از پنبه است و توسط بومیان منطقه بافته می شود.این پارچه چهارخانه مستطیل شکل را از وسط بر روی سر می اندازند و قد آن تا کناره های زانو ها و پایین تر می رسد.نوع نامرغوب آن جاوند نامیده می شود و نوع دیگر که مختص اعیان و اشراف بود از چهارخانه های ریز با نخ ابریشم بافته می شد.
کفش:
مدل تختی چوبی که رویه چرمی داشت و افراد معمولی استفاده می کردند.اُرسی های سرکج یا نوک برگشته مخصوص بانوان ثروتمند بود.
لباس مردان سیستانی در قدیم

لباس جدید مردان سیستان

لباس سیستانی زنانه قدیم

لباس زنان سیستانی جدید

چند مرد سیستانی با لباس امروزی سیستان

عکسها ادامه دارند...
پیراهن پاچین:
بانوان سیستانی از پیراهنی استفاده می کردند که دارای بالاتنه کوتاه و دامنی با چین های ریز بود.این پیراهن یقه گود،بالاتنه کوتاه(از جلو تا ناحیه اتصال دامن باز است)آستین ساده و شمیزیه و مچ دار دارد.قد دامن چین دار این لباس تا زانو می باشد.
شلوار:
پیراهن پاچین زنان سیستانی با شلواری که در منطقه کوتَنَه نام دارد پوشیده می شد.این شلوار از دو ساق مخرطی و میان ساق کم چین تشکیل می شد و کمر لیفه ای در لبه شلوار سجاف می خورد و روی آن با دست یا چرخ تزیین می شد.
پیراهن دو گریبانه:
قد این پیراهن تا زیر زانو است و در یقه پشت و جلو آن چاک می خورد و به همین علت به آن دگریبانه می گویند.مدل پیراهن مورد نظر شبیه پیراهن تاجیک می باشد با این فرق که قد آن بلندتر و بدون چاک و برش زیر آستین چین می خورد،این پیراهن با شلوار پوشیده می شود.
جلیقه:
از پارچه ساده و تیره رنگ دوخته می شود،یقه آن هفت است که تا کمرگاه می رسد و روی آن با نوار قیطان نقش بندی می شود.
این مطلب ادامه دارد
نخست نظر یادتون نره. اگر در رابطه با لباس سیستانی عکس دارید واسم ارسال کنید تا تونسته باشیم این لباس رو به همه نشون بدیم.البته از اونجایی که وبلاگ تازه راه اندازی شده هنوز رو عکس لباسها کار نکردم.به زودی مجموعه ای از لباسهای آقایان و خانمهای سیستانی رو توی وبلاگ خواهم گذاشت...
من وبلاگ دیگه ای دارم با عنوان تمدن سیستان که به فرهنگ دور مردمان سیستان زمین می پردازه.چون در رابطه با لباس و پوشش سیستانی مطالب تخصصی ندیدم و همچنین با یک خانمی که مدرک طراحی لباس داشتند صحبت می کردم و ایشان گفتند در رابطه با لباس محلی اکثر اقوام در کتب درسی ما توضیح داده شده بود اما در رابطه با لباس سیستانی هیچ مطلبی وجود نداشت و برای من هم تعجب آور بود بر آن شدم تا این وبلاگ رو جداگانه راهی اندازی کنم.البته از اونجایی که اذهان در رابطه با سیستان چیز دیگه ای می اندیشند جای تعجب هم نداره به هر حال اگر به تمدن سیستان سری می زنید به اینجا هم سر بزنید و نظرات و اطلاعاتتون رو در رابطه با پوشش سیستانی در اختیار دیگران قرار بدید...
متشکرم![]()
در رابطه با پوشاک زنان سیستان زمین مطالبی رو از کتاب خانم اشرف السادات عمرانی نسب با عنوان پوشاک مردمان سیستان و بلوچستان جمع آوری کردم که در پستهای متعدد در خدمتتون خواهم گذاشت.
خانم عمرانی نسب مدیر گروه طراحی دوخت آموزشکده فنی و حرفه ای دخترانه زاهدان،مدرس دانشگاه علمی کاربردی زاهدان و عضو انجمن طراحان لباس ایران هستند.
پوشاک بانوان سیستان قسمت اول
پیراهن تاجیک:قد این پیراهن یک وجب بالای زانو است و دارای یک برش راسته است که در دو طرف پهلوها چاکی تا بلندی باسن دارد.جلو این لباس تا زیر سینه باز است و سجافی مزین به گلدوزی با نخ سیاه(سیاه دوزی) دارد.سرشانه و آستین بدون درز روی دو لا بسته برش می خورد و آستین از سه برش تشکیل شده است
۱-راسته آستین
۲-برش مثلثی که از کارور تا ۲/۱ آستین قرار می گیرد.
۳-مرغک که برای راحتی پوشنده به آن دوخت می شود.
چاک بلند این پیراهن به علت پوشیدن دامن پرچینی است که در اصطلاح محلی این رودرزی را سیه دوزی می نامند.سیه دوزی در انواع نامهای محلی تخم خربزه،دندون بره،پا مرغک،زنجیره،تور،پنجولک دوخته می شد.
تُنبون:دامن پرچین که در منطقه به تنبون شگاد معروف است.زنان سیستانی دامنی را به جای شلوار در زیر پیراهن تاجیک می پوشیدند که عرض دامن به ده متر می رسید.کمر آن لفیفه ای بود و به وسیله بندهای بومی که توسط بانوان خود منطقه بافته می شد بر کمر استوار می گردید.بعضی از بانوان تا سه عدد دامن پرچین روی هم می پوشیدند که لبه این دامن هم به وسیله نخ سیاه دوزی می شد.
این مطلب ادامه دارد...
::پوشاك در شهر سوخته
شهر سوخته زابل شهری پنج هزار ساله در دل كویر است كه آشكار شدن اسرار نهفته اش در هر فصل كاوش توسط باستان شناسان، مردم دنیا را حیرت زده به سوی خود جلب می كند. سیستان به خصوص شهر سوخته از لحاظ موقعیت خاص اقلیمی، سیاسی و فرهنگی مركز ارتباطات تمدنهای بزرگ ماوراء النهر، بین النهرین و هند و چین به شمار می رفته است.
شهر سوخته تنها جایی است در ایران كه حدود هفتصد، هشتصد نوع پارچه از ظریف و خشن و كتانی شكل در آن یافت شده است و این به خاطر شرایط اقلیمی شهر سوخته است كه توانسته پارچه ها را خیلی خوب نگه دارد.
مدارك و اسناد مربوط به پوشاك در ایران باستان از نظر منبع مطالعاتی به چند گروه تقسیم می شود؛ دوران پیش از تاریخ، پیش از دوران ایلامی ها و بعد هم هخامنشیان و دیگری هم دوران ایلامی به بعد تا دوران اسلام است.
در دوران اسلامی به خاطر داشتن مدارك و اسناد بسیاری كه وجود دارد مشكل خاصی برای بازسازی نحوه لباس مردمان آن زمان نداریم، مشكل اصلی ما بازسازی نحوه پوشاك مردم پیش از تاریخ است. همان طور كه می دانید در محوطه های باستانی ایران پارچه نداریم، البته نمونه های بسیار كوچك گهگاه در كاوشهای شهر سوخته دیده می شود.
طی كاوشهایی كه در این شهر انجام شده چند نمونه لباس را روی پیكره های فلزی، سنگی و گلی كشف كرده ایم، به عنوان نمونه مجسمه مفرغی پیدا شده كه خانمی را نشان می دهد كه دیگی روی سر دارد و ظاهراً در حال جابجایی آب از جایی به جای دیگر است. این بانو دارای یك لباس یك تكه بلند است كه تقریباً تا پایین زانو و بالای قوزك پا به صورت یك تكه آمده است. دیگری یك مجسمه كوچك سنگی است كه این مجسمه یك نوع دیگر لباس كه در مناطق شرق ایران مثل خراسان استفاده می شده را نشان می دهد كه شبیه یك نوع ساری هندی است، این زن یك شالی را به یك طرف شانه انداخته، شالی كه از جلو بدن او شروع می شود و به پشت شانه می افتد. نوع دیگری از لباسهای خانمهای شهر سوخته كه در كاوشهای متعدد كشف شده، لباس بلندی است كه تا روی زانو پولك دوزی شده است.

البته در بین این پیكره ها دو، سه نمونه لباس مردانه هم دیده شده است كه نشان می دهد ظاهراً مردان شهر سوخته در هوایی كه خیلی سرد نبوده بالاتنه شان تقریباً عریان بوده و از روی كمر یك شال بلندی را چند بار به دور كمر می پیچانده اند. در نمونه دیگری كه از پیكره مرد گلی به دست آمده، می بینیم كه لباس كاملاً بلند و یك تكه، چیزی شبیه لباس روحانیان به تن داشته البته با این تفاوت كه در قسمت جلو هیچ شكافی وجود ندارد، مثل كیسه كه ظاهراً از سر پوشیده می شده است.
در مورد نوع پوشش مردمان شهر سوخته را تزیینات لباسهای آنها می داند و مثلاً در یكی از قبرها، ما زنی را پیدا كردیم با یك لباس تمام منجق دوزی شده كه با یك نوع مهره یا سنگ قیمتی تزیین شده است و از نوع لباس و تزیینات این زن می توانیم بفهمیم كه احتمالاً او یك فرد عامی و عادی نبوده است و مطمئناً متعلق به یك طبقه حداقل متوسط بوده است. همچنین در ادامه كاوشهای شهر سوخته آثاری از بند كفش مثل بندكفشهایی كه در بلوچستان استفاده می شود، به دست آورده ایم كه نشان می دهد این مردم از كفش هم استفاده می كرده اند. در شهر سوخته استفاده از كمربند زیاد رایج بوده، چرا كه نوعی قطعه پارچه ای پیدا شده، مثل كمربندهای امروزی با سوراخهایی كه برای كنترل كردن آن استفاده می شده است. همچنین در كاوشهای باستان شناسی مواردی مثل یك نوار قیطانی شكل كه روی سربسته می شده است و یكسری قالبهای چوبی كفش و حتی چند نمونه گل موكه با نخهای چند رنگ بافته شده، نیز دیده شده است.







